صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفاً کمی صبر کنيد، با تشکر......
|
|
|
جلست والخوف فی عینیها نشست واشک در چشمانش بود تتعمل فنجان المقلوب به فنجان واژگون شده من نگریست قالت یا ولدی لا تحزن گفت پسرم نگران نباش الحب علیک هو المکتوب یا ولدی عشق نوشته سرنوشت توست یا ولدی قد مات شهیدا پسرم هرکس در راه عشق من مات فداء للمحبوب بمیرد شهید است بصربتو ونجمتو کثیرا پسرم بسیارها پیشگویی کردم لکنی لم اقراء ابدا ولی تا حالا چنین نخواندم فنجانا یشبهو فنجانک فنجانی شبیه فنجان تو باشد بصرتو ونججمتو کثیرا بسیار ها پیشگویی کردم لکنی لم اعرف ابدا ولی تا حالا ندیدم احزانا تشبه احزانک غمی شبیه غم تو باشد بحیاتک یاولدی امراه پسرم در زندگیت زنی میبینم عیناها سبحان المعبود چشمانش بسیار زیبا فمها مرسوم کل عنقود دهانش همچون خوشه انگور میماند
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 10:57 توسط مهسا و تارا |
تمام لحظه ها ی من نصیب بی تو بودن شد حامی + نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386 2:14 توسط مهسا و تارا |
|