صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفاً کمی صبر کنيد، با تشکر......
|
|
|
آن روز که مُردم هيچ خبری ازمن نبود! آيا بود؟ کس مرا ندانست کيستم؟ از کجا آمده ام به کجا می روم و آمدنم مرگ كه بود آنروز که رفتم ازدست ! کسی از من خبری داشت؟ شب!!! شبی از بی حوصلگی خوابم نبود شب به رخم حادثه ها می نمو د بغض شبا ترانه ها گفته بود سوی دلم قافلـــه ها می نمود منتظرم که باز خواهم گفت! خبری از دست رفتنم منتظرم!؟ شايد انتظار خبری بياورد شايد باز آيد به دستم؟ منتظرم؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 0:5 توسط مهسا و تارا |
|