صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفاً کمی صبر کنيد، با تشکر......
|
|
|
مهستی رفت ولی یادش با ماست واسه همیشه..... این صدا همیشه ماندنیست.... تا ابد.....تا نهایت....
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386 0:50 توسط مهسا و تارا |
+ نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 0:1 توسط مهسا و تارا |
آنروزي كه آخرين نسيم بهار بوزد... آنگاه كه برگهاي وجودم زمين را زرد كند... اي ابر ها بر من مباريد!!! مبادا كه زمين فراموشم كند... مبادا بشويند سيلابها يادم را از پهنه زمين... و آنگاه كه سفيدي برف مرا پوشاند مپنداريد كه فراموش شده ام... بازآييد , شاد آييد, كه بهاري ديگر در راه است... آنگاه باز خواهم روييد... خواهم بوييد صبا را! دوباره سبز خواهم شد ,گاهي كه همگان دوباره ميرويند
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386 23:59 توسط مهسا و تارا |
|