صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفاً کمی صبر کنيد، با تشکر......
|
|
|
+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 1:10 توسط مهسا و تارا |
دل بیا بریم، از عشق دیگه نگیم! درد عشقی که کشیدیم جز خدا، به کسی نگیم...!! + نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 0:51 توسط مهسا و تارا |
دیدی آخرش من و گذاشت و رفت
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 9:44 توسط مهسا و تارا |
خدایا!بگو باران ببارد که شوره زار قلبم سالهاست سترون مانده است. من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم. خدایا دیگر طاقت ندارم بگذار این خشکزار وجودم این مرده قلب من دیگر نباشد! بگذار این دیدگان دیگر نبینند بس است هر چه که تا بحال دیده اند!! بگذار این گوشها دیگر نشنوند بس است هر چه شنیده اند!! بگذار این دستها و پاها دیگر حرکت نکنند بس است هر چه جنبیده اند!! خدایا! دوست دارم تنهای تنها بیایم دور از هر گونه کثرتی! دوست دارم گمنام گمنام بیایم دور از هر هویتی!! خدایا!اگر بگویی:لیاقت نداری خواهم گفت:لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته ام؟! خدایا! دوست دارم سوختن را فنا شدن را از همه جا جاری شدن و به سوی کمال انقطاع روان شدن را... + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 1:31 توسط مهسا و تارا |
به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف ميزنند باور کن که با او هرگز تنها نيستي هرگز فقط کافي است عاشقانه به آسمان نگاه کني خدایا نگاهم به سوی توست،، به سوی آسمان تو پس مرا دریاب خدایا خیلی تنهام،، خیلی تنها...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 1:0 توسط مهسا و تارا |
ديروز درازاي التماس مرا باور نكردي و امروز كه بي تو تمام مي شوم به كوتاهي عمرم مي خندي ؟؟؟....... + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 0:54 توسط مهسا و تارا |
|