صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفاً کمی صبر کنيد، با تشکر......
|
|
|
عشق آتشين غسل آتش كرده ام در عشق باور می كنی؟ يك غزل با اين دل ديوانه لب تر می كنی؟ خوب من! احساس باران در گلوی خشكسال رويش احساس را اينگونه باور می كنی؟ با تو لالم/ بی تو فريادم/ شما اين قصه را غير عشقی آتشين تعبير ديگر می كنی؟ سينه ای از حرف دارم/ عشق لالم كرده است. آه باران شعله هايم را تو پرپر مي كنی؟ رد پای ساده ام تا آن حوالی آمده است در هوای لحظه ای ما را كبوتر می كنی؟ بی تو مردابم به نگاهت می نگرم نگاهت آشيانه ی مهر ا ست . بگذار نوازش دستانت همچنان جاری باشد د ر روزگارم , گل وجودت را تا هميشه برايم زنده نگه دار . بی تو مردابم , از مردن خويش زمانی بر خواهم خواست كه تو با من باشی. مرا با خود ببر به قربان همان رقصى كه هردم مى كند موجت / دمادم مى زنى بوسه و ساحل مى كند نازت / چه زيبا مى شدى دريا اگر آن ماه اينجا بود / اگر آن نازنين من تو را يك دم تماشا بود / بيا اى موج اى دريا تو را جان عزيز من / عزيز نازنين من مرا در خود بگير مرا با خود ببر / مرا تنها نذار تنها نمانم كه من سرچشمه ى آب روانم / تو اى دريا مرا در خود بگير تا خود بمانم / كه آغوشت بود بهتر ز جانم / اگر يك قطره از كارون در خون تو مى جوشد / بپاس حرمتش آغوش وا كن / تو مى دانى كه قطره قطره ى خونم از آن آب است / كه آبش بهتر از شيرين شراب است / بيا اى موج اى دريا تو را جان عزيز من / عزيز نازنين من مرا در خود بگير مرا با خود ببر / تقديم به عشق ابدیم و تمام هستیم حمید مهربونم مرگ عاشقی شب شد و باز خيابونا پرشدن از عطرتنت خاطره ها اومدنو مثل هميشه بردنت شب شد و انتظارتو مونده ميونه جاده ها ياد صداي ناز تو پيچيده توی كوچه ها شب شد و من خسته ترين مرد غريب جاده هام به عشق ديدنت بدون هميشه توی كوچه هام شب شد و مرگ عاشقی يواش وبی صدا مياد حس غريب بی كسی به مهمونيم ميخواد بياد شب شد و اشكام ميريزه بی تو به روی پيرهنم تنها كسی كه اشكاشو فقط خدا ديده منم ای رفته برگرد نمی دانی غزل گفتن ولی با يك دل پردرد يعنی چه؟ /// و نام عشق را بردن ميان مردمی دم سرد يعنی چه؟/// نمی دانم ... تو شايد خوب می دانی كه بعد از رفتنت ای ماه /// دلی تنها ولی تنها ميان كوچه ها شبگرد يعنی چه؟/// به شوق توست هر شعری كه می خوانم والا خوب می دانم/// كه نام عشق را بردن ميان مردمی بی درد يعنی چه؟/// تو می دانی غزل يعنی تمام هستی شاعر و ميدانی/// تو را جان غزلهايی كه پايت ريختم برگرد/// شبی مردانه فرق بی تو بودن را به تاج تيشه خواهم زد //// و ثابت ميكنم آخر كه فرق مرد با نامرد يعنی چه؟//// عشق يعنی... عشق يعنی زندگی تا انتها ماه گشتن شمع بودن در ميان سايه ها عشق يعنی مستی پروانه ها بالها را باز كردن بر فراز شعله ها عشق يعنی پر گشودن در حريم كبريا پر شدن از نور و خالی گشتن از درد ريا عشق يعنی واژه بی انتها شور شيدا , نور دلها, راه و چاه عشق يعنی چشم گريان , سوز و آه از برای يوسف اندر قعر چاه عشق يعنی رد خون بر سجده ماه خدا ماه تابان , فخر دوران , شاه مردان مرتضی عشق يعنی از ازل نام خدا نقش بسته بر دل ما و شما شرجی احساس اي روح غزل شرجی احساس كجايی//// امشب غزلی ساخته ام بلكه بيايی//// يك سينه غزل ريختم از چشم تمنا//// اي ناب ترين معنی احساس كجايی؟//// من دل نگران چه كنم دست خودم نيست//// ترسم كه فراموش كنی وعده نيايی//// من زخم ترين واژه دلتنگ غروبم//// تا دل نرميده ست از اين عشق دوايی//// همت كنم اين بار و گدای تو شوم باز//// در كوچه عشق تو؛ فخر است گدايی/// يك موج غزل بر دل من از تو چه پنهان//// بااين همه من منتظرم تا تو بيايی....... حامی فقط بذار يه بار ديگه يك دل سير نگات كنم اشكهای مثل بارونو بدرقه راهت كنم دلم می خواد كه اين سفر منو زيادت نبره برای برگشتن تو هميشه چشمام به دره دلم می خواد كه عشق پآك تو زندگيم باشی وبس هميشه ياورم باشی برام باشی مثل نفس از همه دنيا واسه من اون دل پاكت كافيه تو سختی و تو گير و دار بودن تو يه حاميه اين دل طوفان زده رو تو ساحل ارامشی اون دل پاكت رو می خوام برای من يه خواهشی ياد تو باز هم با نام تو افسانه ای گلريز شد//// باز هم در سينه ام عشق تو شورانگيز شد//// باز هم همراه بوی ميخك و محبوبه ها//// خاطراتم پر كشد با ياد تو در كوچه ها//// باز قلب پنجره بر روی من وا می شود//// باز هم پروانه ای در باغ پيدا می شود//// باز هم لای كتابم می نهم يك شاخه ياس//// می كنم بهر پيامی قاصدك را التماس//// باز هم در هر شفق دلتنگ و تنها می شوم //// باز هم با ياد تو سرشار رويا می شوم............ تقديم به عشقم و معنای زندگیم حمید صبور و مهربونم افسون ديدار رويش تلخ گياه شعر من قصه ننگيني ست , سرگذشت من و توست . . . سرگذشت دو هم آغوشي گيج كه در آن عصمت ما تاروپودش همه سوخت . . . صيح زيبايي بود , باد مي آمد , ابر پر ميزد . شوق ديدار مرا لحظه اي از ياد تو غافل ننمود. كه پس از ساعاتي , غنچه سبز هم آغوشي ما , باز شد پشت حجابي مسكوت . . . و در آن حيراني , چه غزلگونه من آلوده آن پيكر عريان تو گشتم بي باك . . . چه هوسناك ترا بوسيدم . لنگر عقربه بر پيكر بي جان زمان بوي افسون ميداد . . . ناگهان ! . . . بي تپش , گنگ ندا آمد " اي دوست ! از مرز هستي من هم بگذر , بگذار اين احساس آخرين گنج مرا هم بدرد . . . تا ابد مال تو من خواهم بود , لحظه ها منتظرند . . . تا ابد مال تو من . . . " "چه عبث مي گويي ! من به دلبستگي ات با دگري با دگران آگاهم . . . كاشي مي دانستي , كاش ميدانستي , كاش مي دانستي مي دانم , باكي نيست . . . رنگ كن ما را هم . . . " . . . و پس از ساعاتي همه چيز پايان يافت . . . چهره ها گشت سياه , عمرها گشت تباه , سينه ها مملواز حسرت شد , بوي خون غوغــــا كرد . . . " چه شده ؟ ! " " هيچ مگو! ! ! " " چه شده ؟ ! " فرياد زدم : " هيچ ! مگر نشنيدي ! . . . هيچ مگو , " نكند ؟ ! . . ." " آري دريا چشم ! . . . " " واي هرگز ! . . . " " آري ! . . . " - سفر ياخته ها در تف خون – تا ابد مال تو من خواهم بود . . . ابتــذال , مرگت بــــــاد درد دل با ...... با تو امشب حرف دارد این دلم بیدار باش با تو امشب شکوه ها دارد دلم هشیار باش می نوازم خاطراتت امشبی را جان من همچو آهنگ غزل بر یرده گیتار باش آه زیبا موج سرگردان عشقم بی وفا امشبی را همچو من در حسرت دیدار باش بی هدف ماندم شکستم باختم زیبای من امشبی را در گذز با من بمان ایثار باش در فراقت خو گرفتم با غزل شیدای من امشبی را در کنارم تا سحر بیدار باش ایكاش من خدا بودم ایكاش من خدا بودم!!! ٭ ان وقت تو را جای ستارهها میزاشتم ٭ تو را تو سینه ماه میكاشتم ٭ جای خورشید میتابوندم ٭ ایكاش من خدا بودم!!! ٭ تو را خالق دل خود میپنداشتم ٭ صبر ایوب و برمیداشتم٭ دلم و صبوری میدادم٭ بستر عشق تو تا ابد تو وجودم میزاشتم٭ ایكاش من خدا بودم... + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 1:34 توسط مهسا و تارا |
SMS LOVE - SMS FUN بي تو هر گز نمي توانم زندگی کنم يکی دلش به حال ماهی ميسوزه،يکی دلش به حال ماهيگير ميسوزه اما هيچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدی نميسوزه آجر گذاشتن زيرش، زنشو بردن
مي خوان بيان بيرون .. اونايی كه بيرون هستن اين پا اون پا می كنن برن تو !
![]() بچهه از باباش می پرسه : بابا زنا چه جوری حامله می شن ...؟ باباش می گه : فرشته ها میان یه نینی می زارن تو دامن مامانا .. بچهه می گه : آها ... پس کردن تاثیری نداره !!!! خانومه زنگ میزنه 110 میگه الو کمک یه مرده اومده خونمون داره به من تجاوز میکنه ! میشه برای دستگیریش اه...اوه...اخ جون...فردا بیاین.
20% به یادتم 40% میخوام پیشم باشی 50% بهت احتیاج دارم 70% به دنبالتم 80% ازت خوشم میاد 90% دوستت دارم 100% سر کاری یه روز یه بچه به بابانوئل مسیج میزنه و میگه: Send me a Little Brother، بابانوئل هم براش در جواب میزنه: Send me Your Mother ترکه به زنش گفت ماشالا این داماد خارجیمون گله... شبا مواظب ماس بیدار نشیم هی به دخترمون میگه : Suck It یه شب یه رشتیه تو تخت پیش زنش پاشونو میشماره میبینه 6تاس... میترسه پاشو جمع میکنه دوباره میشماره میبینه 4تاس...میگه :آخیش خواب دیدم....!!!! با احساس بخون: آتش زدی بر خرمنم، وای خرمنم وای خرمنم وای خرمنم . . . . بسه دیگه فهمیدم خری یه روز یه بچه به باباش میگه بابا جیگر مگه پا داره؟ بابا میگه نه پسرم... پسر میگه پس چرا دیشب موقع خواب میگفتی جیگر پاهاتو باز کن
یه روز ترکه میره ازمایش خون بده پرستاره که زن بوده برای اینکه رگ ترکه رو پیدا کنه هی دستشو میمالیده ترکه هم حشری میشه میگه خانم میشه آزمایش ادرار هم بگیرید ترکه با نامزدش میره کافی شاپ گارسون میاد میگه : چی میل دارید براتون بیارم؟دختره میگه : دوتا کافه گلاسه لطفاً . ترکه میگه دوتا هم واسه من بیارین یارو رو ختنه می کنن میگن باید دامن بپوشی میگه: نامردا مگه چقدرشو بریدید؟؟؟ دستتو مشت کن...
زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي مياره ، اصلاً سلام نکن سنگين تری
اگه فکر کردی بری قيد چشاتو می زنم اگه فکر کردی بری ازت به آسونی دل می کنم آفرين يه بار تو عمرت درست فکر کردی. زندگی 3 ايستگاه داره 1. تولد 2.عشق 3.مرگ... آقا ايستگاه دوم نگه دار خانهاي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدنسازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر)، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنتهاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه
اگه فکر کردی بری قید چشاتو میزنم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 0:32 توسط مهسا و تارا |
از هر طرف نرفته به بن بست ميرسيد آن دخترك كه با پيك, دربست ميرسيد هر شب ز خيل خيال آن ماه آسمان ديوانه تا سحرگاه سرمست ميرسيد هر روز او به تکرار با نامه ها نوشت قلبی به خون نشسته به پيوست ميرسيد آخر بريد از عشق از اين گناه دل از نيست شد گريزان و در هست ميرسيد او مرده بود، باور بكن عاقبت چه زود... تابوت دختر عشق , بردست ميرسيد ديدی گفتم... ديدی گفتم اگه رفتی آسمونم پره درده حتی باز بيای دوباره اون روزا بر نميگرده ديدی چشماتم دروغ گفت به دل ساده و پاکم واسه عشقم چاله کندی من الان به زير خاکم ديدی رفتی زيره بارون گفتی اين اشک زلاله زير آفتاب گريه کردم گفتی که بارون ميباره ديدی با ناله و گريه داد زدم برگرد...... دوباره ولی گوشاتو گرفتی داد زدی وقت فراره ديدی آسمون چه صادق واسه غصم سيل اشک شد ولی با کنايه گفتی که هوا بازم که بد شد ديدی من به پات نشستم ولی تو رفتی با حيله کی بود اون عاشق تنها که پيچيد به پام با پيله ديدی اشک چشمم خشک شد و از غصه ميخندم غم و غصه تو دلم پره ولی در روش ميبندم ديدی دنباله بهونم که برم تو آسمونا ولی انگار خدا هم ميگه بشين به پای دردا ديدی هر وقت منو ميبينن ميگن چشات چه سـرده حق دارن من حتی اشـکم ندارم تا پاک شه گرکه ديدی صادقانه باورم ميشد همه دروغات حالا کی ديگه ميشينه بی صدا به پايه حرفات ديدی اما نديدی ساده واسه عشقت ميمردم، عشقو ساده جا گذاشتی با تمنا اونو بردم
بدجنس كداميك از ما بدجنس تريم ... ؟ من ؟ كه آرزوی كشيدن موهايت يك دم رهايم نمی كند؟ يا تو ؟ كه هميشه هوس كندن گوش هايم آزارت می دهد ؟ بدجنس ! كدامـــيك بچه تريم ؟ من ؟ كه كودكانه بهانه چشـــمهايت را می گيرم ؟ يا تو ؟ كه بچه گانه شعرم را خط خطی می كنی ؟ كدام ما عاشق تريم ؟ من ؟ كه ذره ذره وجودم چون شـمع در حســـرت نگاهت آب می شود ؟ يا تو ؟ كه شعله نگاهت هر دم شعله ور نگشته حاكسترم می كند ؟! كدام يك بازيگوش تريم ؟ من ؟ كه دلم بازيچه بازی موهايت در نسيم هر لحظه به شوق بوييدن زلفت می تپد ؟ يا تو ؟ كه با هر كرشـــمه ات بيچاره دلم را به بازی گرفته ای ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 0:30 توسط مهسا و تارا |
یادته؟؟......آره یادته؟؟؟.......... همه چیز از همون شبی شروع شد که تو شجاعت پیدا کردی،یادته؟! نه می دونم یادت نیست،اگه یادت بود که من الان اینجا گوشه اتاقم کز نکرده بودم و تو گلوم بغض نبود ضربان قلبم مثل همون گنجیشکه که پشت پنجره اتاقم آشیون ساخته تند شد و گونه هام تب دار، همه چیز از اونجایی پر رنگ شد که تو مطمئن شدی، یادته؟! نه می دونم یادت نیست، اگه بود که الان قطره اشک گونه هام رو نمی سوزوند، به هیچ قیمتی از دستت نمی دم عزیزم '' و من حس کردم بسیار خوشبختم...کاش دیده بودی همه چیز از اونجایی کم رنگ شد که تو مردد شدی،یادته؟! آره یادته،اگه فراموش کرده بودی که من الان هق هق گریه هام به گوش آسمون نمی رسید، ''تو باید تصمیم بگیری که یک سال پیش من باشی یا هیچ وقت '' یه کمم صدام.... کاش شـــنیده بودی، کاش دیــــده بودی... همه چیز از اونجایی تموم شد که تو ترسیدی،یادته؟! آره یادته،اگه فراموش کرده بودی که من الان اینجا خسته و افسرده و زار خیره نمی شدم به نقطه نامعلوم ... ''الان شرایطش رو ندارم در زمان مناسب تماس می گیرم '' سیل اشک رو گونه هام جاری شد... کاش دیده بودی اومدی، موندی، پشت کردی... رفتی واسه همیشه می مونم با هزار تا چرای بی جواب.....!!! در آخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم : بدان آسمان قلبم با تو يا بی تو بهاريست همان لبخندی كه توان را از من می ربود بر لبانت زينت بست. و به آرامی از من فاصله گرفتی بی هيچ كلامی. من خاموش به تو نگاه می كردم و در دل با خود می گفتم: ای كاش اين قامت نحيف لحظه ای فقط لحظه ای می انديشيد كه آسمان بهاری يعنی ابر باران رعد وبرق و طوفان ناگهانی و اين جمله ،جمله ای بود بدتر از هر خواهش برای ماندن و تمنايی بود برای با او بودن ......................................... .............................
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 0:32 توسط مهسا و تارا |
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 0:9 توسط مهسا و تارا |
امروزه در کشور ما اکثر گوشی های موجود در بازار ریجستر نشده و قاچاقی به کشور وارد می شوند که این موضوع باعث نوسانات قیمت یک مدل گوشی شده که علت آن چیزی به جز غیر اصل بودن آن و به اصطلاح چنج بودن آن است که متاسفانه فروشندگان گوشی های تقلبی و یا چنج خود را به عنوان گوشی اصل به مشتری معرفی می کنند. برای شناسایی گوشی های اصلی و چنج راه های متفاوتی است که از جمله آن ها دادن کد #06#* است که سریال گوشی شما (IMEI) را مشخص نموده و شما می توانید آن را با سریال روی کارتن و باطری همخوانی داشته باشد و در غیر این صورت گوشی شما قاچاق بوده و چنج شده است. اما در اين ترفند قصد داريم روشي را به شمامعرفی کنیم كه براي اولين بار از طريق سايت ترفندستان بر روي اينترنت قرار ميگيرد. شما ميتوانيد به سادگی و از طريق اينترنت به اصل يا غير اصل بودن گوشي خود پي ببريد ، بدون نیاز به یافتن کد فوق بر روی کارتن یا باطری گوشی یا سایر راهها! بدین منظور: سایت فوق به غير از چك كردن IMEI موارد ديگری را نیز آنالیز میکند: لينك چك كردن و آناليزم كردن كدهاي ديگر :
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386 23:6 توسط مهسا و تارا |
خانمها ، بانوان، سركاران عليه: شاد باشید و عیدتان مبارک.....دوووووستتان داااااااااااارم....... + نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386 0:23 توسط مهسا و تارا |
دیگه به شونه هام تکیه نكن من از خودت خسته ترم... یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 0:24 توسط مهسا و تارا |
گاهی اوقات به علت سرعت پایین خطوط اینترنتی و یا ترافیک بالای سایت ها، زمان زیادی طول می کشد تا یک سایت اینترنتی قابل مشاهده و بازدید کامل شود. این مشکل معمولا به دلیل کند بودن روند load شدن تصاویر مربوط به آن سایت است. ضمن اینکه در اعم موارد، شما به اطلاعات و متون سروکار دارید و تصاویر مورد نیاز شما نیستند. در چنین حالتی ، در صورتی که این امکان وجود داشته باشد تا تصاویر حذف شوند ، سرعت لود شدن به گونه ای چشمگیر افزایش خواهد یافت. برای انجام این کار به مسیر زیر بروید: Control Panel - Internet Options - Advanced در این قسمت در ناحیه Setting در قسمت multimedia ، تیک گزینه Show Pictures را برداشته و سپس بر روی Ok کلیک نمایید. حال هر وقت وارد سایتی شوید، تصاویر آن دیده نخواهند شد
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386 9:23 توسط مهسا و تارا |
روزی گذر کردم از بيابانی.ديدم روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ی من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بی حوصلگی نوشتم:بميرد بهتر است برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته ای باشد.اما زير تخته سنگ جوانی را مرده يافتم...!!! + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 0:31 توسط مهسا و تارا |
جلست والخوف فی عینیها نشست واشک در چشمانش بود تتعمل فنجان المقلوب به فنجان واژگون شده من نگریست قالت یا ولدی لا تحزن گفت پسرم نگران نباش الحب علیک هو المکتوب یا ولدی عشق نوشته سرنوشت توست یا ولدی قد مات شهیدا پسرم هرکس در راه عشق من مات فداء للمحبوب بمیرد شهید است بصربتو ونجمتو کثیرا پسرم بسیارها پیشگویی کردم لکنی لم اقراء ابدا ولی تا حالا چنین نخواندم فنجانا یشبهو فنجانک فنجانی شبیه فنجان تو باشد بصرتو ونججمتو کثیرا بسیار ها پیشگویی کردم لکنی لم اعرف ابدا ولی تا حالا ندیدم احزانا تشبه احزانک غمی شبیه غم تو باشد بحیاتک یاولدی امراه پسرم در زندگیت زنی میبینم عیناها سبحان المعبود چشمانش بسیار زیبا فمها مرسوم کل عنقود دهانش همچون خوشه انگور میماند
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 10:57 توسط مهسا و تارا |
تمام لحظه ها ی من نصیب بی تو بودن شد حامی + نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386 2:14 توسط مهسا و تارا |
من چند تا عکس از سایت ها کف رفتم. خودم خیلی دوستشون دارم از هر کدوم که خوشتون اومد بگید که من از همون مدل عکس ها واستون بذارم
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386 19:50 توسط مهسا و تارا |
A friend is someone who knows يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی اونا رو واسه ات بخونه. ***************************************************** Hold a true friend with both your hands.; يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب. ***************************************************** My father always used پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ، اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ، اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی. ***************************************************** Everyone hears هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه. ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن. اما بهترين دوستان حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون. ***************************************************** If all my friends were اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن، من با اونا عبور نخواهم کرد، بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا. ***************************************************** I'll lean on you and من به تو تکيه می کنم و تو به من و اونوقت همه چيزمون مرتبه. ***************************************************** Friendship is one mind ***************************************************** Friends are God's way of taking care of us. دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن. ***************************************************** Don't جلوی من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت بيام. پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش. ***************************************************** A real friend که تموم دنيا از پيشت رفتن. ***************************************************** True friendship is دوستی واقعی مثل سلامتی هست ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم. ***************************************************** If you live to be a hundred, اگر می خوای صد سال زندگی کنی من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم. ***************************************************** If you should die اگر تو خواستی قبل از من بميری بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه . + نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 23:56 توسط مهسا و تارا |
من اينک در درون خود دل گم کرده ای دارم سراغش را نمی گيرم زهجرش ناله ای دارم بسی در ظلمت شبها به يادش زنده می سازم حياط خلوت دل را به اميدفرداها! ترامن درکجا يابم ترامن از کجابويم ترامن درکجابينم ترامن ازکجاجويم دل گم کرده خودرا که ويران گشته از دوری چگونه درتوآميزم چگونه از توپس گيرم ولی آن دل من کو؟ چرارفت آنهمه شادی چراغم در تن ماشد چراهرگونه توهين است به امثال من وماشد؟ دروغ ازنوع انديشه ستم بانام خوشبختی جنايت را نبرد حق هدف خشکاندن ريشه گذشتم درتوگم گشتم نه ازراهی که برگشتم شدم آزاد ولی اين بار ندانستم پرز غم گشتم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 23:42 توسط مهسا و تارا |
اونی که شکستی تو دلم شيشه نبود/ از اونا که دوباره درست ميشه نبود گفتی عاشقمی . گفتم دوستت دارم . گفتی اگه يه روز نبينمت می ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم . گفتی من به جز تو به كسی فكر نمی كنم . گفتم اتفاقاً من به خيلی ها فكر می كنم . گفتی تا ابد تو قلب منی . گفتم فعلاً تو قلبم جا داری . گفتی اگه بری با يكی ديگه من خودمو می كشم . گفتم اگه تو بری با يكی ديگه من فقط دلم می خواد طرفو خفه كنم گفتی ......... گفتم .......... حالا فكر كردی فرق ما ايناست؟ فرق ما اينه كه تو دروغ می گفتی ? من!!!…… + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 23:42 توسط مهسا و تارا |
کاش هماره با عشق بودیم وهرگز هوس را نمی سرودیم . کاشکی دل هامان دمی می شکست و دردهایمان در وجود یار آشنا به زمزمه می نشست . کاشکی ... + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 23:43 توسط مهسا و تارا |
با بدیهای تو سوختم با اداهای تو ساختم عشقمو گرفتی از من ولی باز دل به تو باختم قصه ی عشق من و تو قصه ی شیشه و سنگه یه دلم می گه رهاش کن دلی رو که صد تا رنگه من می گم فرقی نداره تو چه باشی یا نباشی می دونم دل سیامو دوست داری از هم بپاشی دیگه این بازی تمومه بین دستای من و تو شادی جاشو داد به نفرت توی دلهای من وتو + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 18:59 توسط مهسا و تارا |
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386 0:5 توسط مهسا و تارا |
كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشای پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بی اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته هم ميخری؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 0:10 توسط مهسا و تارا |
|